شعر چشماتُ می خونم،وقتی از تو خیلی دورم
گوش به آواز تو می دم،وقتی از غصه می میرم
آخ که اون لرزش چشمات،میگه انگار باز خزونه
خرد می شم به زیر پاهات،مثل برگی بی نشونه
شعر چشماتُ می خونم،وقتی از تو خیلی دورم
گوش به آواز تو می دم،وقتی از غصه می میرم
آخ که اون لرزش چشمات،میگه انگار باز خزونه
خرد می شم به زیر پاهات،مثل برگی بی نشونه
واسه من فرقی نداره سردی و گرمی دستات
برو با هر کی که خواستی،اسمتُ می برم از یاد
توی تکرار نفسهام از تو می خونم دوباره
بودن و نبودن من واسه تو فرقی نداره
من ساده فکر می کردم تو گلی پی صداقت
توی سوسوی نگاهات می بینم،حس خیانت
تو منُ می ذاری می ری پی همبازی تازت
تک و تنها توی جاده، تو سراب یه رفاقت
واسه من فرقی نداره سردی و گرمی دستات